خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





...

    دلم یک شب تنهایی میخواهد

    با یک عالمه " تـــو " 

    و تمام گوشه کنارهای اغوشت

     


     

    شمعی روشن کردم


    حوالی همیــــن روزها


    که زودتـــــر بیایــــی


    میگـــــویند


    دعـــــایٍ دیوانــــگان هم


    مستــــجاب میشود….


     

    لبخندت تمام تعادل شهر را بهم می ریزد



    تو بخند من شهر را دوباره می سازم

     


     

    کمـــــی دورتــر بـایست …


    لطفـــــــــا ً !!


    من  دیــوانه  تــر از آنــم …


    کــه بی هــوا ،


     در آغـوش  نگیــرمت … !

     


    آدمها هرچقدر بزرگتر میشوند


     دلشان بیشتر بغل میخواهد


     حتى بیشتر از وقتى که کودک بودند !

     


    مداد به دست میگیرم


     صفحه ی سفید کاغذ


     می خواهم از تو نقشی بکشم !


    چشم ؛ چشم دو ابرو …


    تا همین جا کافی ست !


    می نشینم سیر


     نگاهـت میکنم !


     

    بالا بروى … پایین بیایى … بى فایده است


     من تورا همین جا


     میان بازوانم، در آغوشم میخواهم


     با یک بوسه


     در سرزمین تن من خبرى از دموکراسى نیست …


     

     

     


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    ...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده